قسمت 63 جومونگ

آوریل 10, 2009 at 8:31 ب.ظ. 10 دیدگاه

خلاصه قسمت شصت و سوم سریال افسانه جومونگ بخش اخر

مامور و معذور

اویی که قیافه بو به نظرش اشنا میاد ،تمام خاطراتشو مرور میکنه تا اثری از بو توی ذهنش پیدا کنه ،ولی نمیشه که نمیشه

تا اینکه بالاخره بو دست به کار میشه و مخفیانه میره سر وقت جومونگ که لالا کرده

تا میرسه بالای سرش ،جومونگ از خواب بیدار میشه و میزنه زیر دست طرف،از این جا به بعد بو بدو جومونگ بدو تا اینکه یه گوشه ای جومونگ گیرش میندازه و شروع میکنن به کتک کاری…


اویی که شب از فکر نمیتونه بخوابه به نگهبانا سر میزنه و میبینه بو سر پستش نیس

شصتش خبردار میشه که یه خبری شده


اونم جومونگ رو پیدا میکنه و دوتایی این بدبخت رو میزنن و نقابشو برمیدارن ،

نصفه شبی همه رو از خواب بیدار میکننن و محاکمه شروع میشه و بو چاره ای نداره جز اینکه بگه تسو اونو واسه کشتن جومونگ فرستاده و به خاطر نجات جون خواهر و مادرش مجبور شده این کارو بکنه


همه میگن باید کشته بشه ولی جومونگ میگه من کمکت میکنم و تو بگو منو کشتی ،خودمم یه چند روز افتابی نمیشم.


بو هم خوشحال میره قصر بویو و میگه جومونگ رو کشتم…

نارو که از تسو باهوش تره میگه این از بین اون همه نگهبان رد شده و یه زخم هم برنداشته(اینجاست که باید به عقل جومونگ شک کرد) چطوری سالم رسیده اینجا؟

تسو هم واسه همین شک میکنه و میگه هم جاسوس بفرستن گیه رو هم اینکه چشم از این بوی متقلب برندارن


بو که به یاد مهربونی های جومونگ میفته تصمیم میگیره از این به بعد واسه اون کار کنه


یونگ پو که این وسط کسی بهش نمیگه تو مرده ای یا زنده،میره چانگ ان تو اونجا دم یکی از حاکم های ا ینده هیون تو رو ببینه


حاکم جدیده ،یعنی هوانگ به یانگ پو میگه که قراره من بشم حاکم جدید و اگه بچه خوبی باشی خودم هواتو دارم


قرار بود که جومونگ یه فکری به حال گرسنگی مردم بکنه ،بالاخره تصمیمشو اعلام میکنه و میگه باید از دزدای دریایی کمک بخوایم ..


همه مخالفت میکنن و میگن اینا ادم نیستن که ما ازشون کمک بخوایم و اینا …ولی جومونگ م یگه این تنها راهه و هیچکی نمیتونه مثل من دزدا رو ادم کنه

جاسوسای تسو بعد از چند روز فضولی،اثری از جومونگ نمی بینن و راضی میشن که خبر مرگ اونو بفرستن بویو


جومونگ و سو سانو راهی سفری میشن که انتهاش به ملاقات دزدای دریایی ختم میشه،یون تابال بدرقه شون میکنه


بالاخره خبر مرگ قطعی جومونگ به تسو میرسه و واسه محکم کاری تسو از کاهن میخواد ببینه واسه جومونگ اتفاقی افتاده یا نه


این کاهنه هم که هیچی حالیش نیس میگه اره


تسو خبر مرگ رو به داییش میده ، داییش انقدره کیف میکنه که نهایت نداره..طبق رسوم گذشته بعد از دایی،ملکه خبر دار میشه و بازم طبق رسوم گذشته ملکه باید واسه سوزوندن دل یوهوا راه بیفته بره قصرش


یه سویا به یوهوا درباره خوابهای ترسناکی که دیده میگه و همون وقته که ملکه میاد و خبر مسرت بخش رو به یوهوا میده…


یوهوا به عروسش میگه خیلی گوش نکن که این ملکه حرف مفت زیاد میزنه


تسو که از مردن جومونگ خیلی مطمئنه خبر رو به باباش هم میده و ازش اجازه میگیره به جولبون حمله کنه و تا ملت داغن وچیزی حالیشون نیس،شهر رو تصرف کنه،شاه هم بهش اجازه میده و تسو مثل فیل منگلستونی راه میفته واسه لشکر کشی


و اما جومونگ و سوسانو هم که واسه اوردن غذا از شهر بیرون رفتن محبور میشن از مناطق مرزی تحت کنترل بویو رد بشن که دم یکی از دروازه ها گیر میفتن و جومونگ میبینه ،سربازا دارن به سمتش هجوم میارن….


Advertisements

Entry filed under: Uncategorized, خلاصه سریال های کره ای, سریال جومونگ. Tags: .

فروش پک اول سریال امپراطریس چونچو دستمزد بازیگرها

10 دیدگاه Add your own

  • 1. سارا و  |  آوریل 10, 2009 در 10:00 ب.ظ.

    دستت درد نکنه یاسی جان عالی بود

    پاسخ
  • 2. روناک  |  آوریل 11, 2009 در 7:12 ب.ظ.

    خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عالی بوووووووووووووود.مرسییییییییییییییییییی یاسی جونم.

    پاسخ
  • 3. نگار  |  آوریل 11, 2009 در 8:54 ب.ظ.

    مرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسی

    پاسخ
  • 4. ب1020  |  آوریل 11, 2009 در 8:58 ب.ظ.

    چه عجب یاسی جون.
    دست شما درد نکنه.
    تورو خدا زودتر بزار من خیلی منتظرم.

    پاسخ
  • 5. dailyfa  |  آوریل 11, 2009 در 9:30 ب.ظ.

    جای تشکر داره عزیز
    مرسی که وقت گذاشتی

    پاسخ
  • 6. پسر شجاع  |  آوریل 12, 2009 در 7:22 ق.ظ.

    سلام خواهر خوبم

    عید را مجددا تبریک میگم و زندگی خوبی را در کنار داداشمون داشته باشید
    منو یادت میاد؟نه > چرا ؟

    ای روز گار بی وفا !! تا بوده همین بوده .اشکال نداره
    دور گردون گشت و روزی بر مراد ما نگشت
    حالیا یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    درد و دل را کردیم و حالا بریم سر اصل مطلب ..

    میگم جومونگ 3 چند قسمت دیگه مونده تا ترجمه بشه ؟

    چند قسمت دیگه مونده تا کاملا دانلود بشه
    تا کی میکشه ؟؟
    توی کره هم ایام عید هر روز نشون میدادند ؟

    موفق باشیدخواهر مهربونم
    اگه وقت کردی یه سلامی هم به من بدبخت فلک زده تو وبلاگم بکن

    پاسخ
  • 7. شاهین  |  مه 6, 2009 در 12:39 ب.ظ.

    سلام خیلی عالی بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو…د
    لطفا اگه میشه ادامه بدین و بقیه قسمتها را هم بزارین دمتون گرم یا اگه نخواستین دمتون خنک(سرد)

    پاسخ
  • 8. ...  |  مه 9, 2009 در 10:44 ب.ظ.

    آخه چرا مزه ی فیلم دیدن رو اینجوری خراب می کنید و باعث می شید از هیجان فیلم کم بشه…

    پاسخ
  • 9. a.2  |  مه 10, 2009 در 3:15 ب.ظ.

    متشکرم از تصاویر خوبتون خیلی عالی بود اگه میشه تصاویر سریال امپراتور باد ها را بذارید

    پاسخ
  • 10. فرناز  |  مه 16, 2009 در 12:08 ب.ظ.

    مرسی عالی عالی بود لطفا بقیه قسمتا رو بذار

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


بازدید کنندگان

rank

دسته‌ها


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: