من خواننده بودم

مه 10, 2009 at 6:38 ب.ظ. 25 دیدگاه

گو های سون کتاب های به انتشار رسیده اش را امضا کرد و برای رسیدن به مراسمی که به افتخار وی گرفته بودند 30 دقیقه تاخیر داشت.گو بعد از خواندن کتاب از این که در گذشته یک ستاره اولجانگ بوده اشک ریخت(یعنی خواننده،چند سال قبل وی را در یک شرکت  تحت اموزش خوانندگی و بازیگری قرار دادند و او شجاعت بازی کردن نداشت)

وی در این مراسم بعضی از یادداشت های دوران اموزشی اش برای بازیگری را برای مردم خواند.

مترجم یاسی-وبلاگ پیتزا مخلوط

Advertisements

Entry filed under: پسران بهتر از گل, اخبار سریال های کره ای, بازیگران کره. Tags: .

مراسم تشییع پیمان ابدی ای کیو160؟

25 دیدگاه Add your own

  • 1. مینا  |  مه 10, 2009 در 7:37 ب.ظ.

    یاسی جون چهره اون دو تا آقای متشخص چرا شطرنجی شده؟

    پاسخ
    • 2. پیتزا  |  مه 10, 2009 در 7:58 ب.ظ.

      الکی
      اخه تو یه عکسه دیگه هستن

      پاسخ
  • 3. ِدنیا  |  مه 10, 2009 در 8:09 ب.ظ.

    سلام.
    من امپراطوری بادها رو ازتون خرید کردم. زیر نویس ها عالی بودن فقط میشه بگین چطوری میتونم فونت زیر نویس هارو عوض کنم؟

    پاسخ
    • 4. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 9:23 ق.ظ.

      سلام متاسفانه امکان نداره

      پاسخ
  • 5. سمانه  |  مه 10, 2009 در 8:22 ب.ظ.

    دست گلت طلا خانومی ..
    کاش ما هم میتونستیم کتابه رو داشته باشیم

    پاسخ
    • 6. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 9:23 ق.ظ.

      شاید چاپش کردیم خدا رو چه دیدین؟
      سرم خلوت تر بشه خیلی کارا داریم انجام بدیم

      پاسخ
  • 7. سارا و  |  مه 10, 2009 در 9:03 ب.ظ.

    واااااااااااااااای این کره ای های مارمولک چکار کردن با نزادشون انقدر مامان شدن؟؟؟؟ اینا خیلی زشت بودنااااااااااااااا خیلی هم کوتاه حالا دوجین و جونونگ و یون رو ببینین

    پاسخ
  • 8. سارا و  |  مه 10, 2009 در 9:04 ب.ظ.

    راستی اولجانگ چیه؟؟؟؟

    پاسخ
    • 9. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 9:25 ق.ظ.

      یه چیز واست بگم جالبه
      این کره ای ها و ژاپنی ها هر کلمه ایکه معادل انگلیسیشو نمیدونن با همون کلمه خودشون و حروف انگلیسی می نویسن
      بعد مترجم باید خودشو بکشه خدایااین کلمه یعنی چی
      تو پرانتر نوشتم یعنی کسی که واسه بازیگری و خوانندگی اموزش دیده باشه ولی معنیش خیلی مثبت نیس یه چی تو مایه های بازیگر گیشا یا کورتیزان

      پاسخ
  • 10. آرش  |  مه 11, 2009 در 2:19 ق.ظ.

    میبینی که امکانش نیست …..
    سلام . من پسری هستم که تازه پيش دانشگاهی رو تموم کردم و در ازمون کنکور, دانشگاه ——— قبول شدم . ميخوام جريان دوستی يا

    دلبستگی يک طرفه ی خودم رو بگم . اين جرياناتی رو که ميگم همش واقعيت دارن و هيچ تغييری داده نشده .
    من برای ثبت نام به سوله ی دانشگاه رفته بودم . اونجا دختری رو ديدم که مهرش خيلی توی دلم نشست ولی خيلی از دوستهای ترم بالايی بهم

    گفته بودن که ديگه دانشجو شدی و بچه دبيرستانی نيستی . اينجا فرهنگها فرق ميکنه . مواظب باش که بچه بازی و ترم اولی بازی در نياری .

    خلاصه من بخاطر اين نصيحت های دوستانه بود که به خودم گفتم پسر بچه بازی در نيار . اولين روزيه که اومدی دانشگاه , وقت زياده . من

    بيخيال اين دختر شدم تا اينکه بعد از دو يا سه هفته رفتم اموزش که پرينت کلاسهامو بگيرم . از بخت بد يا خوب من دوباره اون دختر رو ديدم .

    من دوباره بيخيال شدم گفتم که هنوز زوده .
    تا اينکه دو , سه هفته بعد اولين جلسه ی ترم اول شروع شد . منم بچه مثبت نيم ساعت قبل از اينکه استاد بياد سر کلاس رفتم . تو کلاس نشسته

    بودم که يه دفعه ديدم خودش اومد وارد کلاس شد و صندلی جلويی من نشست . ديگه اينجا بود که گفتم يه حکمتی داره که من اين دختر رو زياد

    ميبينم . به خودم گفتم که ديگه بايد تصميمو بگيرم که باهاش دوست بشم (رابطه ای صميميتر از يک نگاه هرچند اون اصلا منو نگاه نميکرد) . من

    توی اين مدتی که روزبروز ميگذشت تمام حرکتهای اين دختر رو زير نظر گرفته بودم و با بچه های ترم بالايی مشورت کردم که چيکار کنم . يه

    عده ميگفتن که زوده و يک سری ميگفتن که جزوه بگير و ….
    خلاصه تصميم گرفتم که ازش جزوه بگيرم . هيچ وقت يادم نميره . پنج شنبه بود که من از شرکت جيم زدم و اومدم سر کلاس های اون نشستم .

    4-2 نقشه کشی صنعتی و بعدش هم فيزيک 1 . وقتی که کلاس تعطيل شد من رفتم سمتش (فکر کنم که ميخواست بره خونشون) . جلو رفتم و

    گفتم سلام خانم …. . ديدم اصلا اهميت نداد . انگار که صدای من اروم بوده و نشنيده . دوباره تکرار کردم بازم اهميت نداد . اين بار با صدای

    بلند تری گفتم . با دوستش بود انگار که دوستش رو صدا کردم . هر دوتاشون برگشتن . واقعا استرس داشتم . به دوستش نگاه کردم و به خانم

    …. اشاره کردم . گفتم که با ايشون کار دارم . بعد بهش نگاه کردم و گفتم : ميشه جزوه رياضی پيش رو دوشنبه برام بياريد زيراکس بگيرم .اون

    اصلا نذاشت که صحبتم تموم بشه . قبل از اينکه بگم بياريد گفت : (( نه )) . خيلي قاطعانه و کشيده . منم گفتم : لطف کرديد ,مرسی .
    خلاصه گذشت . خيلي تو فکرش بودم . کلاسهايی رو که با هم داشتيم تمام حواسم به حرکتهاش بود که بتونم شخصيتشو بشناسم و راحت تر باهاش

    رابطه برقرار کنم . تا اون موقع حتي نميدونستم خونشون کجاست که با يکمی تلاش فهميدم که ساکن ——-ه . من روزبروز بيشتر توی فکرش

    فرو ميرفتم تا اينکه سرکلاس تاريخ تحليلی اينقدر اسمش رو روی کاغذ نوشتم که خودم خسته شدم . بعد پشت برگه اهنگ ————رو نوشتم .

    به خودم, خدای خودم و عزيز خودم فکر ميکردم . همه فکرم اين بود که چطوری ميتونم بهش نزديکتر بشم . تا اينکه کلاس تموم شد . خيلی

    اتفاقی شماره ی دانشجوييش دستم اومد . بعد از اونم تونستم امار ديگرو بگيرم . من خيلی دوستش داشتم . نميدونستم چيکار کنم .
    من قبلا تك و توك سيگار ميکشيدم . خيلی خيلی مصرفم کم بود . وقتی که اين خانم رو ديدم و ازش خوشم اومد , حرکات و رفتارش رو زير نظر

    گرفتم . از اينکه خودم رو ناتوان ميديدم که با اون دوست بشم اعصابم خورد شده بود . ديگه دليم برام نمومده بود که ناراحت باشم . تنها چيزی

    که احساس ميکردم ارومم ميکنه سيگار بود . مصرف سيگارمم خيلي زياد شده بود . ديگه بخاطر سيگار تنگی نفس گرفته بودم . من معتاد سيگار

    شده بودم . نه ميتونستم ترک کنم و نه ميتونستم بکشم .
    از خدا کمک خواستم و گفتم : اي خدا هروقت با اون دوست شدم سيگارم رو که همه چيزم شده بود می ذارم کنار . نمازمو ميخونم و روزمو

    ميگيرم . بعد از يه مدت تونستم برم با دوستش راجع به اين موضوع صحبت کنم . سلام خانم …. ببخشيد ميتونم از شما کمک بگيرم ؟ بله اگه

    کاری از دستم بر مياد انجام ميدم . تشکر خيلی لطف کرديد . حالا چه کمکی ميخواي ؟ راستش من از خانم …. خوشم اومده . بهتر نيست به

    خودش بگی . رفتم سمتش که به بهونه جزوه باهاش صحبت کنم ولی گفتش که نه . اگه که گفته نه حتما جوابش نه هست ديگه . صحبتی که راجع

    به اين موضوع باهاش نکردم . خب حالا ميخوای من چيکار کنم , برم باهاش صحبت کنم ؟ من نميخوام که شما بخاطر من کوچيک بشين . کمکم

    کنيد از من که خوشش نمی ياد بدش هم نياد . باشه من بهش ميگم . منم تشکر کردم و خداحافظی .
    خلاصه يکی دو هفته بعد که دوستشو ديدم گفت که باهاش صحبت کردم و گفته که خودش يعنی من بيام جوابمو بگيرم . خيلی خوشحال شدم . به

    خدا گفتم : دمت گرم . تو که روی منو سفيد کردی و يه چشمه به من نشون دادی , منم اون قولی رو که داده بودم عمل ميکنم . همون موقع بود

    که سيگار رو گذاشتم کنار . نماز خوندن اول وقت شروع شد . اخلاقم توی خونه خيلی خوب شده بود بطوريکه همه تعجب کرده بودن که چه

    اتفاقی افتاده .
    يک هفته از اين جريان گذشته بود که اخرين روز ترم بود (چهارشنبه) . من رفتم که جوابمو بگيرم . از صبح که با هم تو دانشگاه بوديم هر چی

    سعی و تلاش مي کردم برم باهاش صحبت کنم نمی ايستاد . همش با بی اهميتی تمام از کنارم رد ميشد . من ديگه اعصابم خورد شده بود . مونده

    بودم که اون گفته بياد جوابش رو بگيره پس چرا جوابم رو نميده ؟ ديگه اخر وقت بود . ميخواست بره خوابگاه .ناراحت بودم . به زمين و زمان

    فحش ميدادم . به خودم ميگفتم : نميتونی با يه جنس مخالف صحبت کنی ؟ اينقدر ارزش نداری که حتی نگاهت کنه يا به حرفات گوش کنه .

    خيلی سريع برای اخرين بار رفتم طرفش . يه دور کامل دور کلاسای ——-.
    گفتم : سلام خانم …. . اگه امکانش هست يک لحظه . اونم با صدای نازش برگشت و گفت : ميبينی که امکانش نيست . اينقدر ندو دنبالم . من

    اون لحظه خورد شدم . داشتم داغون ميشدم . ماشين تو پارکينگ دانشگاه بود . رفتم تو ماشين نشستم . خيلی ناراحت بودم که چرا اين اتفاق افتاده

    . ديگه نتونستم که جلوی خودم رو بگيرمو سيگار نکشم . اون موقع کافر تمام شده بودم . تنها اميدم که خدام بود اونم دست رد به سينه ی من زده

    بود . رفتم يه پاکت سيگار گرفتم و تو ماشين نشستم .همون طوری که گريه ميکردم سيگار ميکشيدم .گريم بخاطر اون نبود . بخاطر جوابی بود که

    خدا بهم داده بود . يعنی هرچی نماز و دعا و قران که ميخوندم هيچ ؟ يعنی وقتی استخاره ميکردم (خوب) در ميومد برای چی بود ؟ برای اينکه

    خورد بشم ! برای اينکه معتادتر بشم ! اون موقع افسردگی گرفته بودم . از بس که سيگار کشيدم چشمام سياهی رفته بود . گوشام نميشنيد . لبم

    باز نميشد . زبونم خشک شده بود . دست و پام بی حس شده بود . فکرش رو کن من از ساعت 8 تا 1 شب همينطور سيگار ميکشيدم . ساعت

    1:30 يا 2 بود که رفتم خونه . بابام هنوز نخوابيده بود . نگران بود که من کجام . هرچی باهام تماس ميگرفت جواب نميدادم . وقتی که منو

    ناراحت ديد , چشمام پر خون و دست و پام شل . گفت : تا حالا کجا بودی ؟ گفتم امشب اصلا حال و حوصله ندارم . بابام خودش فهميد . ديگه

    هيچي بهم نگفت . هفت خط روزگار …….

    پاسخ
  • 11. سمانه  |  مه 11, 2009 در 9:33 ق.ظ.

    سلام یاسی خانومی خوبی؟؟

    عسلم بستمو ارسال کردید؟؟

    بابت چاپ کتاب خیلی جالب و هیجان انگیز خواهد بود …

    راستی اسم فیلم ها و سریالهایی که تو دو تا پست قبل براتون گذاشته بودم دیدید؟؟ نظرتون چیه .. امکانش هست دانلود کنید خصوصا اون ملکه همسران خانه دار اگه اسمشو به فارسی درست گفته باشم
    و به علاوه سریالهای هیون جائه جونم

    پاسخ
  • 12. نادي  |  مه 11, 2009 در 10:10 ق.ظ.

    مرسي واسه زيرنويس هاي قشنگت! خيلي سريال باحالي بود!!
    اسم كتابي كه نوشته چي هست؟

    پاسخ
  • 14. جواد  |  مه 11, 2009 در 11:25 ق.ظ.

    سلام یاسی عزیز
    تو فروشگاه دیدم که پادشاه و من در حال ترجمه ست .
    اگه واقعیت داره تا کجا ترجمه شده و آیا کامل ترجمه میشه یا نه ؟
    ممنون میشم جواب بدی
    مرسی

    پاسخ
    • 15. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 10:10 ب.ظ.

      اره در مراحل ا بتداییه

      پاسخ
  • 16. آرش  |  مه 11, 2009 در 1:01 ب.ظ.

    این ماجرارو توی یه وبلاگ دیدم ، وگرنه یه نفر سیگار بکشه ، 40 متری ازش دور میشم

    پاسخ
  • 17. آنا  |  مه 11, 2009 در 1:48 ب.ظ.

    سلام یاسی جون . پسران مثل گل دیدم .هم کیفیت عالی بود هم زیرنویس ها مخصوصا قسمت هایی که خودت زیرنویس کرده بودی. یاسی جون الان به نظر خودت چه سریالی بخرم که تو مایه های پسران مثل گل باشه . قبلا گفتی خانواده بد ولی زیرنویس فارسی نیست که. یه سریال زیرنویس فارسی کمدی عاشقانه خوشگل به سلبقه خودت بهم معرفی کن تا بخرم . بچه ها هم نظر بدن چه سریال هایی قشنگه تا بخرم .
    از همه مرسی

    پاسخ
  • 18. آنا  |  مه 11, 2009 در 1:50 ب.ظ.

    بابا چرا این کامنت ها غیب میشه

    پاسخ
  • 19. آنا  |  مه 11, 2009 در 1:53 ب.ظ.

    یه سریال به قشنگی پسران مثل گل زیرنویس فارسی معرفی کنین

    پاسخ
  • 20. سمانه  |  مه 11, 2009 در 2:13 ب.ظ.

    راستی کامنت قبلی منم نیست ..
    شرمنده اول سلام خانوم گل …
    تو کامنت قبلیم پرسیده بودم اسم فیلمهایی که براتون گذاشتم رو دیدید؟؟ نظرتون چیه میتونید دانلود کنید؟؟

    فقط یه سریال دیگه که اقای اوه جی اوه توش بازی میکنه کارل رو برای من بگیر یا یه همچین چیزی .. اینم میشه دانلودش کنید؟؟

    از بازیگر مرد سریال کافه پرنس یعنی همون نقش اصلیه غیر از سریال سلام معلمم چه فیلم یا سریال دیگه ای دارید؟؟؟

    پاسخ
    • 21. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 10:12 ب.ظ.

      سلام عزیزم
      ببین یه سریشو که دارم
      بعدشم جزییاتشو واست میل میکنم

      پاسخ
  • 22. هانیه  |  مه 11, 2009 در 5:00 ب.ظ.

    سلام
    اولا امپراطور بادها رو دیدم دستتون درد نکنه ترجمه خیلی روان بود
    یاسی خانوم میشه درباره فیلم «frozen flowers» هم بنویسید اینکه داستانش درباره چی بوده؟ جوایزی که گرفته و…
    بعد امکانش هست این فیلم رو هم برای فروش بذارید ممنون میشم

    پاسخ
    • 23. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 10:09 ب.ظ.

      سلام خودم که تا اخر عمر به ترجمه امپراطوری بادها افتخار میکنم
      از تعریفتم مرسی
      درباره ش توضیح میدم

      پاسخ
  • 24. آنا  |  مه 11, 2009 در 9:01 ب.ظ.

    یاسی خانم می خوام فیلم بخرم چرا جوابمو نمی دی گریه میکنما

    پاسخ
    • 25. پیتزا  |  مه 11, 2009 در 10:08 ب.ظ.

      والا از کار زیاده که بعضی وقتا دیگه فرصت نمیکنم جواب شماها رو بدم
      فکر کنم سم سون خوب باشه
      الان فقط همین به ذهنم میاد

      پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


بازدید کنندگان

rank

دسته‌ها


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: